قرار بود بدون شرح!!

روایت تصویریِ سفرم به خوابگاه محترم!

 

step 1.

دو روز - البته به صورت پراکنده - وقت گرفت تا بتونم تمام وسایلم رو جمع کنم!

|کلیک|

step 2.

اتاق فوق العاده کثیف تو یه طبقه خیلی شلوغُ خیلی کثیف! اتاقی که حتی یه پنجره رو به حیاط نداره درستُ حسابی. یه اتاق نیم وجبی که مثل زندون میمونه. دوستش ندارم :(

|کلیک|

|کلیک|

|کلیک|

step 3.

وقتی تمیزُ مرتب شد خیلی قابل تحمل تر شد اما هنوز با دیدن دیوارهای به غایت کثیفش حالم گرفته میشه ... :(

|کلیک|

|کلیک|

step 4.

چرا من میام خوابگاه فکر میکنم میام وسط سرزمین در حال مبارزه با قحطی!

 |کلیک|

(تازه دو بسته از بیسکوییت ها چون بزرگ بود تو کشو جا نشدخنثی)

|کلیک|

(اون شیشه ها مربای سیب هستن! بی نهایت خوشمزه شدن. شیشه بزرگه مال پری ه )

|کلیک|

( از طبقات دیگه یخچال عکس نگرفتم! همه پر! البته همه سالمیجات! )

step 5.

حتی یک درصد خستگیمم رفع نشد!

 |کلیک|

 

هوای این حوالی: کار دنیا همیشه بر عکس است

/ 9 نظر / 12 بازدید
زویا

ماشاللات بشه بچه جون :) چه خبره :) خسته نباشی واقعا. میفهمم چقدر این کارا سخته. تا چند روز خستگیش میمونه توی تن آدم. گشنه ام شد خوراکیاتو دیدم [نگران]

دچـــار

سلامــ:) نقل و انتقالاتــ به سلامتــی گلی..خداقوتتــ بدهـ فراوون:)) +دیوار کثیفــ باشه واقعاً آزاردهــنده ست درک میکنم...یه جاهایی شو میتونی با برچســب های دیواری پوشش بدی.خوشگل هم میشه[لبخند]

سلام بر دلشاد بانو :) خوبی؟ خوش بگذرد در خوابگاه محترم [لبخند] میزمان شبیه به هم است.

آخه وقتی بدون اسم هم منتشر میکنه دیگه نیازی به اسم نیست [لبخند] وسایل روی میز نه. مال شما زیباتر است [لبخند] مال من چند جلد کتاب درسی، یک قرآن، یک صندوق محک و لب تاپم است.

دکتر فراری

چه همه وسیلهههههه باخودت میبری[تعجب] ململی,پری هم دانشگاهیته؟من هیچوقت نمیدونستم چه نسبتی دارین[خنثی] واینکه جووونم سلیقه...آورین دخترم:)

ترلان

خوابگاه واقعا جای خاصیه! میشه در وصف بدی هاش طومار نوشت. ولی وقتی هم که تموم میشه دلتنگش میشی!!! جدی جدی دلتنگش میشی:) خانم خوش سلیقه [ماچ] عشق ابتکار رل دستمال روی دستگیره در شدم[نیشخند]

دچـــار

مپـرس از روزگارم مهـربــان ، حال مرا تنهــا عقیــق اصــل دانــد کنــج بــازار بـدل کـاران +میگمــااا(!) کی فکرشو میکرد این کنــــج تبدیل به همچین شاعرانگــی ِ خوشرنگی بشه آخه ![فرشته] +هرکجا عکس تو پیدا بود می چشمیدمــَش هر کجا حرف تو نجوا بود می‌گوشیدمــَت چرخ، هی چرخید و هی چرخید تا پیدا شدی با کمال میل -دور از ذهن- آغوشیدمــَت[بغل]

neda

وووی مین جان واقعا خسته نیاشید داره یکم به در و دیواراش چیزای قشنگ بچسپون کثیفیش توو ذوقت نزنه عزیزم دیگه باید باهاش کنار اومد[نگران]اتاق واسه چند نفره مین؟

ملیح

منم تجربه خوابگاه دارم . دور همیا و بگو بخنداش خیلی خوبه ولی غروبا اگه تنها باشی توش خیلی دلگیر میشه . اما منم با ترلان موافقم . بعد از اینکه از اونجا واسه همیشه خدافظی کنی دلتنگش میشی . منم بیسکوییت خیلی دوست میدارم [لبخند]