عکس واره!

پری هم اومدُ رفتُ آنچه باقی موند یک خاطره ی دیگه بود... :)

شرح در عکس!!

- چهارشنبه 9 صبح، آلمای خلوتُ ساکت؛ یه صبحانه ی عالییییی برای شروع یک روز عالیییی، چای تازه دم خوشمزه، کیک تازه ی خوشمززززه و املت خیلی خیلی خوشمزه! |کلیک|

- وقتی به پری میگم تو عکس بنداز خوشگل تر میندازی! و خودم دست برد میزنم به املتش! شیطان|کلیک|

- ساعت دهُ نیم، چند متر مکعب عشق، توصیه میکنم ببینید، تو سینما هم ببینید. عکس هم ندارم! :دی

- سوغاتی هایی که پری برام آورده بود! از شهرهای مختلف! هر کدوم هم یه داستان دارن! که چرا اینارو خریده! ولی حوصله ندارم بگم :دییی خیلی چسبید سوغاتی هاش! خیلی خیلی خیلی!  |کلیک|

- تا ساعت 4 الکی چرخیدن و بسته بودن همه جا و اعصاب خوردی که چیزی که برای رویا میخواستی پیدا نشد خنثی عکس ندازم از الکی چرخیدن :دی

- ساعت چهار، دادن کادوهای رویا، کلی خندیدن، و مهربونی رویا و دادن این خوراکی جات های خوشمزه.. بغل|کلیک|

- ساعت 5 تقریبا و ناهار!! خوردن! یه سس بسیاااااااااااااااااااااااااااااار خوشمزه خودشون درست کرده بودن که عالییی بود! نمیدونم چرا هرکار میکردم عکسش بی کیفیت میشد! |کلیک|

- قرار شد شب برم خوابگاه! رفتیم فروشگاه رفاه محبوبمُ مگه من میشه برم اون تو، ازینا نخرم؟! |کلیک|

- صبحانه روز دومم هم املت میخواستیم بخوریم که مصادف! شد با یه تلفن مهم و املت سرد که چه عرض کنم، یخ شد و من اوقاتم تلخ شد کمی و نخوردیم! عکسم نگرفتم طبیعتا! :دی

- رفتیم تا پای کوه تا آلوچه بخریم برای زویای جان دل ولی بسته بود! میخواستم همونجا خودمو بندازم زیر تریلی! اگه رفتید اینجا حتما حتما بستنی انار، باقالی و آلوچه بخرید ازش. حتما حتما حتما.... خوشمزه س خوشمزه. |کلیک|

- ناهار روز دوم، خوشمزه! فضای خوب! خواننده ش هلاکم کرده بوووود! کلا فیوریت های منو فقط اجرا میکرد! خیلی چسبید! قلب ( تا قاشق اول رو نخورم یادم نمیمونه عکس بندازم گویا :دی ) |کلیک|

- کیف پول خریدم برای پول خوردهام! عاشق این نشم عاشق چی بشم؟! از خود راضی|کلیک|

- نمد هم خریدم، رنگولی بازیییی بغل|کلیک|

بقیه عکس ها و کارا هم از حوصله م خارج ه! :دی از حوصله شما نیز قطعا :دی

/ 12 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زویا

عکسا بسیار زیبا و پر از اتفاق هستند :) الان وسط تولد برادرجانم. بعد میام دونه دونه بررسی میکنم :دی ولی خیلی خوشحالم که لحظات خوب با هم داشتید :))

زویا

سلام و اینا :) صبح بخیر. اولندش که عکسا روکه میذاری پیش فرضتو بذار این که توی صفحه جدید باز بشه. تا تنبل هایی مثه من هی کلیک راست نکنن :دی بعدشم املت هی وای من. من و جناب عشق عاشق املتیم . بخصوص ازین مدلش که گوجه و تخم مرغش کاملا محو شده باشه [نگران]

زویا

الان یه ساله میخوایم بریم سینما ، نمیشه. به یک شوهر بیکار علاف نیازمندیم اصنشم ولله. چرا حوصله نداری بگی چرا اینا رو خریده؟

زویا

رویا کیه؟ منم دلم یه روز کامل با جناب عشق خواسته [گریه]

زویا

صبحانه روز دومتون احتمالا جناب عشق فهمیده باز میخواید املت بخورید حسودیش شده آهش گرفتدتون[چشمک][زبان] بعدشم که مرسییییییییییییییی که به یاد من بودی عزیزم :) انشالله یه بار برم این عظیمیه ببینم چجوریاس

زویا

کیف چرم باز خریدی سوز به دل ما بکنی؟ :) مبارکت باشه خیلی خوشگله. منتظر رنگی پنگی بازیات هم هستم.

دچــار

بیش از تمام رنگ هایت رنگ کاشی را... بیش از تمام لحظه ها وقتی تو باشی را... روزی زنی درعهد شاه عباس عاشق کرد سرپنجه های روح یک معمارباشی را آن وقت شعر و رنگ و موسیقی به هم آمیخت پوشاند اسلیمی تن عریان کاشی را حالا دوباره اصفهان آبستن است ای عشق! تندیس زیبایی که از من می‌تراشی را روح مرا سوهان بکش، چکش بزن، بشکن بیرون بریز از من هواها را حواشی را حل کن مرا ای عشق! ای تیزاب افسونگر! ذرات روحم تشنه هستند این تلاشی را از نغمه ها آوازهای زنده رودت را... بیش از تمام رنگ هایت رنگ کاشی را... +اوقــات خوش آن بود که با دوســـت به ســـر شد، مگه نه گلـــی؟ [بغل]

نیلی:)

ااااا؟؟؟؟؟؟؟از شهر ماهم که واست سوغاتی آوردن[لبخند] +به این نکته توجه نکن که من گفته بودم تاپان امتحانا خدافظ[نیشخند]

ملیح

مبارکت باشه سوغاتی هات و خریدات :) همیشه به شادی و خوشی عزیزم

صبرا

ایشالا همیشه به شادی و گشت و گذار عزیزم [گل] کیف پول خوردت واقعا ناز بود مبارکت باشه همینطور سوغاتیا [قلب]