40. دلشاد زنده است!

سلام و درود لبخند

دل شاد بعد از پشت سر گذاشتن یک یک هفته ی وحشتناک بالاخره برگشت! از شنبه ی هفته ی گذشته به شدت به آغوش بستر بیماری طلبیده شدم! هرچقدر از بد بودن این یک هفته بگم کم گفتم! تا حالا نشده بود اینقدر طولانی زمینگیر! بشم. در وصف خرابی حالم هم همین بس که تمام روز یا خواب بودم یا مشغول آقای ویروس که میخواست انتقام تمام سختی های دنیا رو از جسمِ لاجونِ من بگیره!! از شرح حالم هم میگذریم که حال بهم بزن بود شدید! فقط اکیدا توصیه میکنم بهتون که تا میتونید این روزا بیرون غذا نخورید، میوه و سبزیُ حسابی ضدعفونی کنید بخورید چون ویروسی ه که پخش شده و همه دارن میگیرن متاسفانه. جمعه شب که مهمونی داشتیم بابا به پیشنهاد من غذا از بیرون گرفت، با اینکه از همون جای همیشگی گرفتیم ولی خب کاری کرد که همه مریض شدن. من بیشتر از همه چون معده ی من خیلی خیلی ضعیفه. تو این یک هفته سه بار دکتر رفتم. هربار کلی آمپولُ سرم ولی فقط چند دقیقه خوب میموندمُ دوباره... فقط دکتر آخری که چهارشنبه رفتم پیشش تونست حالمو کمی بهتر کنه، هرچند فقط کافیه چیزی بخورمُ قبلش قرص هامو نخورده باشم. همون آش ه و همون کاسه نگران

یکدونه بنده خدا هم خونمون بودُ میگفت بدترین خاطره م از خونتون رقم خورد! تمام مدت تنها تو خونه میچرخیدُ حسابی بی حوصله شده بود. هرروزم امید داشت من از فرداش دیگه خوب شده باشمُ به همین امید نمیرفت خونشون!

دیروز عروسی دعوت شدیمُ به اصرار یکدونه رفتیمُ قرص هام فراموشم شد استرس غذا هم خوردم با احتیاط و خیلی کم اما باز هم حضرت عزرائیلُ تمام ایلُ طایفه ش مقابل چشمانم ظاهر شدن! امروز که بهتر بودم بردمش بالاخره خرید مهرانه! کردیمُ یکم بهش خوش گذشت بچم. امیدوارم اگه قرار نیست بهتر بشم از این بدتر هم نشم که کلی کار نکرده دارم وقت تمام

عذر که تو این مدت ازتون بی خبر بودمُ نه تونستم وبلاگ هاتون بیام نه کامنتارو جواب بدم نه حتی سراغتونو بگیرم. عذر تقصیر... خجالت


+ وقتی یک مریض از حال خویش بی خبر رو میبرن عروسی این میشه آخر عاقبتش! |حذف شد|

+ آدم مریض همه جا میشینه! مهمم نیست مال کیه! مردم چی میگن! حوصله نداره سرپا بایسته! ایهین! |حذف شد|

+ خریدهای امروز من، من عاشق نوشت افزارم، مگه با این چیزا بتونم بوی گندِ ماه مهر! رو تحمل کنم! البته هنوز جامدادی و پاک کن! ندارم خجالت|کلیک|

+ پوست من به فلزی جات حساسیت داره، چه طلا نقره چه بدلیجات؛ چند وقت پیش حس کردم پری فکر میکنه من از هدیه ای که برام خریده بود خوشم نیومده، نظر به اینکه هیچ وقت نمیندازم گردنم. امروز در هنگام عزیمت به سوی دکترُ زدن سری آخر آمپول ها برای اینکه به پری نشون بدم واقعا از هدیه ش خوشم اومده به مامان گفتم یه عکس بگیر ازم! مامان نگاه عاقل اندر سفیهی کردُ گفت: « معلومه که خوبی! دیگه چرا ما رو میترسونی ابرو» میبینید چقدر مظلومم؟! |حذف شد|

+ وقتی لباس مردونه چشم آدمو میگیره وُ دلت میخواد جای مانتو بپوشیش! به دلایلی مجبور به سیاه و سفید کردن عکس شدم. |حذف شد|

اینم یه پست پرملات! که حسابی خسته م کرد. پیش به سوی استراحت...

 

هوای این حوالی: یک پای زنده بودنم میلرزد....

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر میانه ساز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

امیر میانه ساز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

زویا

سلام به دلشاد زنده خودمون :) انشالله که بهتر و بهتر بشی عزیزم. این مدت که نبودی خیلی بد بود. خیلییییییییی! من سوتی اون عکس عروسی رو نفهمیدم چیه! :دی باز خوبه بعد از مدت ها که اومدی یه کم عکس گذاشتی :) جبران کردی :) زود زود زود خوب بشو برگرد. دلمون پوکید!

بابک

سلام بر دلشاد بانوی رنگی پنگی :) خوبی؟ امیدوارم که حالت بهتر شده باشه. 1. چه خوب که برگشتید. اینجا سوت و کور بود. خوشحالم [لبخند] 2. خوشبختانه یا بدبختانه من غذای بیرون دوست ندارم و از جهت ویروس تا اندازه ای خیالم راحت هست. 3. عکسها زیبا بودند مثل همیشه [لبخند] 4. انشاالله که همیشه شاد باشید و تندرست.

دچار

[ناراحت] تو حبــابی و من آبم ، کیست جز من در زمیــن؟! از تو با دل نازکی هایت نگه داری کنــد... +خوبـــ شو گلــی..زود ِ زود[گل]

دی وان

الهی بگردم من فکرکردم ناراحتی و چون خودمم زیاد خوش نبودم ههی خواستم وایبر بدم گفتم بدم ندم... ببخش که خبر نگرفتم.. خدا رو شکر که بهتری:)[ماچ] یه کم سیستم ایمنی ت رو تقویت کن لااقل.. آلوئه ورا بخور...معده ات حساسه به کنار، ایمنیت هم ضعیفه گمونم بس که میوه نمی خوری!!

آقای دنتیست

یکی از معدود آدم هایی هستی که واقعا از حال بدش ناراحت میشم. امیدوارم خوب باشی همیشه

دکتر فراری

ململی باور کن وقتی حالت بده حال منم اگه بدنباشه خوبم نیست...اقلا تاچند ساعت بعدازینکه به وبت سرمیزنم:( +من میخوام دوتا سوراخ دیگه روگوشام بکنم میترسم...تو دردت نیومد؟آخه دیدم چندتا گل گوش انداختی...

خورشید

همه بهم ریختن که این روزها[ناراحت]

شکلات بانو

[گل] سپاس پروردگار را که حالتان بهتر شد... امید است که بهترترتر گردد.. بوی گند مهرو خوب اومدین[شیطان]