2. بغض کردیمُ حسودان جهان شاد شدند...

در قلب قصه های یکی بود یکی نبود/ یادم نمیرود که کسی جز خدا نبود

محمد.سلمانی

همیشه هم که نباید خودت را بپیچی لای پتو وُ مسکن پشت مسکن قورت بدهیُ هی دلت فلان جا و بهمان کس را بخواهد! بعضی وقت ها هم باید سرت را بگیری بین دست هایتُ پشت سر هم، پشت سر هم، پشت سر هم دل بدهی به بعضی حرف ها.....

حرف هایی از جنس " |نگران منی| " گفتن های یک خواننده، وقتی که میگوید:

ﯾﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﯾﺨﯽ ﯾﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺳﺮﺩ
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻠﻪ ﮐﺮﺩ
ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺭﻭ ﺳﭙﺮﺩ
ﺩﯾﮕﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩ ﻓﻘﻂ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩ

من امروز علی رغم سردردم، علی رغم تمام غصه هایی که این روزها به دلم چنگ زدن با شنیدن این آهنگ حال خوبی دارم.

قدر بدونیم؛ ماها آدم های خوشبختی هستیم که خدا جانِ مهربانی داریم که میتونیم همه چیو بسپاریم بهش، یه ساعتی دراز بکشیم، چشمامونو ببندیم و دل خوش به بودنش به هیچ چیز فکر نکنیم و فقط آروم بگیریم... 

 

+ این پست، خاصِ خاص برای ملیح نازنین....

 

هوای این حوالی: یک ماه در حوالی من می تابد...

/ 6 نظر / 10 بازدید
زویا

الهی :) چه خوشحالم که آرومی :) انشالله همیشه خوب و خوشحال و دلشاد باشی عزیزم [بغل]

دچار

خوشبختــــی ِ ما به رنگــــ ِ خداست:))

بابک

سلام :) خوب هستید آیا؟ من با این یه جمله کلی حال کردم "اخم اگر کردی یقین دانم که از ما نیستی" شادی همیشگیتان آرزوست.

بابک

اون بغلُ پیشتر هم خونده بودم ولی یادم رفته بود [لبخند] الان دوباره خوندم و لذت بردم [لبخند]

ملیح

ملیح به قربونت بره نازنین :* ممنون که هستی ...