Daisypath Vacation tickers 2. بغض کردیمُ حسودان جهان شاد شدند... - پرسه در حوالی یک.زن

در قلب قصه های یکی بود یکی نبود/ یادم نمیرود که کسی جز خدا نبود

محمد.سلمانی

همیشه هم که نباید خودت را بپیچی لای پتو وُ مسکن پشت مسکن قورت بدهیُ هی دلت فلان جا و بهمان کس را بخواهد! بعضی وقت ها هم باید سرت را بگیری بین دست هایتُ پشت سر هم، پشت سر هم، پشت سر هم دل بدهی به بعضی حرف ها.....

حرف هایی از جنس " |نگران منی| " گفتن های یک خواننده، وقتی که میگوید:

ﯾﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﯾﺨﯽ ﯾﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺳﺮﺩ
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻠﻪ ﮐﺮﺩ
ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺭﻭ ﺳﭙﺮﺩ
ﺩﯾﮕﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩ ﻓﻘﻂ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩ

من امروز علی رغم سردردم، علی رغم تمام غصه هایی که این روزها به دلم چنگ زدن با شنیدن این آهنگ حال خوبی دارم.

قدر بدونیم؛ ماها آدم های خوشبختی هستیم که خدا جانِ مهربانی داریم که میتونیم همه چیو بسپاریم بهش، یه ساعتی دراز بکشیم، چشمامونو ببندیم و دل خوش به بودنش به هیچ چیز فکر نکنیم و فقط آروم بگیریم... 

 

+ این پست، خاصِ خاص برای ملیح نازنین....

 

هوای این حوالی: یک ماه در حوالی من می تابد...

+ ۱۳٩۳/٥/٤٦:۱٧ ‎ب.ظ خانومِ مین :) نظرات ()