Daisypath Vacation tickers لا حول و لا قوه الا بالله... - پرسه در حوالی یک.زن

تموم شد، نتایج اعلام شد...

همونی شد که میترسیدم، و خدا رو شکر اونی نشد که خیلی خیلی میترسیدم... هرچند گویا فرقی هم نداشتن به اون صورت... سپردم همه چیز رو به خود مهربونش... دیگه نه غصه خوردن چیزیُ عوض میکنه نه اشکُ آهُ ناله... حالا باید همین طور که الان به اشکم اجازه ی قل خوردن نمیدم، قوی باشمُ ایمان داشته باشم که هیچ اتفاق بدی قرار نیست بیفته وقتی از خدا خواستم نگاهشُ حتی یک ثانیه برنداره...

ببخشید نظراتُ میبندم؛ انشاء الله حالم بهتر میشه و سرحال و انرژیک میام پست نظر باز! میذارم...

بدرود...

+ ۱۳٩۳/٦/٥۱٢:٢٤ ‎ب.ظ خانومِ مین :) نظرات ()